تبليغاتX
مشق صبح

مشق صبح

می خواهم دوباره جوانه زنم و

بنویسم برای این منی که بی دلیل در زهدان زمان بسته شد

و فریادی نداشت  از این درد

تا مگر خود را نجات دهد

در زمین فرو میروم اما مدام قی میکندم

و باز...

حق با تو است

میدانم

این دیوار با  شیپور هفت شبانه روز  من فرو نمیریزد

 چاره چیست؟

شاید این بار  خدا نبیند که  نتهایی

 یا شاید دنده ای نداشته باشی

و

 سیبها همه   گندیده باشند

تا سهم من از زنانگی

مدام سعی به لوندی

نباشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 23:39  توسط ترانه یگانه  | 

هر شب خواب من بستر علامت های سوال است

علامت سوال هایی که پشتشان هیچ خمیده نیست

و حیرت نگاهشان خشکم میکند

وقتی که

عکس لبهایت را نشانشان میدهم:

" تحویل بوسه

در سریع ترین زمان

در 24 ساعت شبانه روز"

ناگهان زنانگیشان گم میشود

و میشوند علامتهای خوش پوش_ قد بلند_پر از میل هم خوابگی و هجوم

جیغ میکشم

و صدای مادرم میپیچید که نمی دانم به که می گوید:

"ایستاده شاشیدن گناه دارد

 

گناه دارد

 

گناه دارد"

                                                               ***

آبستن تردید و پریشانیم

دلم از دروغ هایی که نگفتمت درد میکند

همیشه تو صادق تر بوده ای

نگاه میکنی و مانند خاطره ی هر روزه ی ساعت

دلجویی را روی لبهایم میریزی

اتاق در زمستان اتراق میکند

میگویی: باید قرار یک تحول بزرگ را ...

لرز میکنم

میگویم:این بار در جاده پشت خانه قرارتهوع بگذار

 تا شایدروی مختصات صفر و صفر

باز یر به یر شویم

آخر ایستاده شاشیدن....      

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 0:6  توسط ترانه یگانه  | 

2

هنوز چشم من دنبال آبنبات چوبی است

که پسر همسایه از من بزور گرفت

سکوت

گرچه تبار ما صدای سخت و سرد روزمردگی است

هرچقد چشم بگذاری

قایم نمیشوم

مرا به من پس بده!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 19:33  توسط ترانه یگانه  |